ابراهيم اصلاح عربانى

196

كتاب گيلان ( فارسى )

به نصايح دوستانه ما اعتنا ننمائيد و به مسلك شما نسبت به دولت خودتان اثرى نبخشيده است بنابراين محض اين‌كه راه عذرى و سوء تفاهمى نبوده باشد چنين مناسب مىدانيم كه توضيح صادقانه واضحى از وضع كار بدهيم . چون تسلط دولت انگليس نسبت به مملكت شما كاملا دوستانه و مساعد مىباشد ملتفت خواهيد بود كه براى كارگزاران دولت انگليس غير ممكن است كه با رعاياى ايران كه عدم اطاعت و طغيان از آنها نسبت به دولت پادشاه مشاهده مىشود حفظ دوستى خود را بنمايند دولت انگليس در كوشش براى اصلاح ادارات ايران و اعاده نظم با دولت مشار اليها مشاركت دارد بنابراين اگر شما در مسلك حاليه خودتان اصرار ورزيد نه فقط دوستى كارگزاران انگليس را از دست خواهيد داد بلكه بايد منتظر باشيد كه آنها براى ترتيب امور گيلان با دولت ايران همراهى نمايند ولى نظر به روابط دوستى كه سابقا فيما بين بوده است چنين مناسب مىدانيم كه يك دفعه ديگر به شما نصيحت مشفقانه نمائيم و تأكيد كنيم كه با دولت ايران كنار بيائيد و بدون تعويق از در اطاعت درآئيد . اگر شما كه ميرزا كوچك خان مىباشيد بطور مساوات اين اندرز را قبول نمائيد مىتوانيد به مساعى جميله ما مطمئن باشيد كه نگذاريم به شما صدمه وارد آيد و به شما و همراهان شما از روى توجه رفتار شود در صورتىكه بتوانيد وادار به اطاعت دولت خودتان نمائيد پس اگر وطن‌خواه با ديانت هستيد از ايران خارج شويد تا وقت تغيير كند . در آن‌صورت ما حاضر هستيم در بين النهرين به شما پناه داده و با شما آبرومندانه رفتار كنيم و در آنجا مىتوانيد از مشاهده ترقياتى كه در تحت دلالت مشفقانه دولت انگليس حاصل شده است استفاده نمائيد . اميد واثق حاصل است كه به ملاحظه مصالح خودتان و نظر به فوائد قانون و نظم يكى از اين دو فقره را قبول نمائيد . اگر به عكس بدبختانه از اندرز دوستانه ما تغافل نمائيد آن‌وقت اگر وضع ما نسبت به شما تغيير لون نمايد نبايد ما را مورد اتهام آن قرار دهيد . لازم است جواب اين مكتوب را در ظرف پنج روز كه آخر روز پنجشنبه 13 حمل كه مطابق با دوم رجب است بدهيد و اگر در ظرف آن مدت جواب نرسد همچو خواهيم دانست كه نصيحت ما قبول نشده است . از طرف كاپيتان ويكهم رئيس اداره سياسى . » « 15 » پيش از آن‌كه مهلت مزبور تمام شود در روز 11 فروردين 1297 يك فروند هواپيماى انگليسى در آسمان رشت ظاهر شد و اعلاميه شديد اللحنى را روى شهر پخش كرد . متن اعلاميه به قرار ذيل است : « به تاريخ 30 جمادى الثانى 1337 مطابق 11 فروردين 1297 به عموم كاركنان و ليدرهاى هيئت اتحاد اسلام اخطار و ابلاغ مىشود : چون زمامداران دولت فخيمه انگليس هميشه طالب استقرار امنيت و استحكام قوانين مملكت ايران و مايل به ترقى و تعالى آن مىباشند لذا تصميم نموده‌اند كه در تصفيه امور گيلان با دولت معزى اليها كمك و همراهى نمايند . اينك به وسيله اين اعلاميه به عموم ليدرها و زمامداران هيئت اتحاد اسلام پيشنهاد مىشود كه بايد قبل از غروب پنجشنبه دوم رجب مطابق 13 برج حمل قونسولگرى دولت فخيمه را از تسليم خود به دولت ايران و اعليحضرت شاهنشاه مطلع سازند . قواى فخيمه انگليس و دولت ايران در حمايت و صيانت ليدرهائى كه قبل از تاريخ فوق تسليم شوند اهتمام نموده و با ايشان با كمال اعتدال و احترام رفتار خواهند نمود . به خاطر داشته باشيد كه اگر ليدرهاى شما از روى جهالت و نادانى از تسليم خود به اعليحضرت همايونى و دولت عليه ايران امتناع ورزند به همين‌ترتيب كه اين كلمات اخطاريه بر سر شما فرود مىآيند ممكن است كه بمب و گلوله نيز بر سر شما ريخته شود . اى اهالى گيلان تكاليف خود را نسبت به دولت و پادشاه خود به نظر آورده نگذاريد ليدرهاى خودتان شما را دچار فلاكت نمايند . از طرف اداره سياسى انگليس در گيلان . » « 16 » اگر درنظر گرفته شود كه قرارداد معروف 1919 وثوق الدوله در همين ايام تنظيم شد علت تغيير روش انگليسيها و اعمال خشونت آنان روشن مىشود . از سوى ديگر شدت گرفتن اختلافات بين ميرزا و حاجى احمد كسمائى ، مخصوصا تصميم حاجى احمد دائر به تسليم و قبول اطاعت دولت مركزى ، انگليسيها و هم‌پيمانشان وثوق الدوله را تشويق و تحريض به اتخاذ سياستى قاطع و خشن در برابر نهضت جنگل نمود . اختلاف بين ميرزا و حاجى احمد از مدتى قبل ظاهر شده بود . سخن‌چينى و سعايت افراد مغرض و سودجو در بروز اين اختلاف نقشى اساسى داشت . اطرافيان حاجى احمد و مجاهدان كسما معتقد بودند كه ميرزا نسبت به كسما بىتوجه و بىاعتناست و براى جلوگيرى از افزايش نفوذ حاجى احمد تأسيسات نظامى را در گوراب پايه‌گذارى نموده و بيشتر از افراد غير محلى استفاده مىكند . نزديكان ميرزا نيز مجاهدان كسما را به بىانضباطى و عدم توجه به اصول و مقررات متهم كرده و معتقد بودند كه طرز تفكر حاجى احمد با مقتضيات و شرايط زمان متناسب نيست . بحر العلوم رفيع كه از طرفداران وثوق الدوله بود با استفاده از اين اختلافات به اغواى حاجى احمد پرداخت . وى كه خود را آشنا به مسائل جهانى و وارد در امور سياسى معرفى مىكرد در هرفرصتى به حاجى احمد مىگفت : در شرائطى كه انگليسيها جنگ جهانى را به سود خود پايان داده‌اند و به خاطر حفظ منافع خود در هندوستان و مبارزه با نفوذ كمونيسم از اعمال هيچگونه خشونتى در ايران خوددارى نمىكنند اقدامات يك گروه كوچك سه چهار هزار نفرى در گوشه جنگل آن هم با امكانات محدود چه نتيجه‌اى جز نابودى آنها خواهد داشت ؟ حاجى احمد كه از طرفى به علت بدگوئى و سخن‌چينى افراد مغرض نسبت به ميرزا بدبين شده و از سوى ديگر تحت تأثير اظهارات بحر العلوم قرار گرفته بود دچار يأس و نااميدى و بيم و هراس شد و به فكر چاره‌جوئى افتاد . وى برادرش شيخ محمود كسمائى را محرمانه به تهران فرستاد و طى پيامى به وثوق الدوله مراتب دولتخواهى و وطن‌دوستى خود را به اطلاع وى رسانيد و تقاضا كرد كه به او و افرادش تأمين جانى و مالى داده شود . شيخ محمود در تهران موضوع را كتبا به اطلاع رئيس الوزراء رسانيد و وثوق الدوله كه خود را به هدف نزديك مىديد ضمن ارسال امان‌نامه ، شرايط دولت را تشريح كرد . نامه وثوق الدوله به شيخ محمود كسمائى چنين است :

--> ( 15 ) . ميرزا كوچك خان سردار جنگل ، ابراهيم فخرائى ، تهران 1344 ، صفحه 145 و 146 . ( 16 ) . همان كتاب ، صفحه 149 .